الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

317

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

و پيوند الفت و اتحاد را بين آنان ايجاد نموده است . كه در سايه آن زندگى كنند و به كنف حمايت آن پناهنده شوند ، اين نعمتى است كه احدى نمىتواند بهائى برايش تعيين كند زيرا از هر بهائى گرانقدرتر و از هر چيز پر ارزشى ، با ارزشتر است . آگاه باشيد ! كه پس از هجرت ، همچون اعراب باديه نشين شده‌ايد ، و بعد از اخوت و برادرى و اتحاد و الفت به احزاب مختلف تقسيم گشته‌ايد ، از « اسلام » به نام آن اكتفا كرده‌ايد و از « ايمان » جز تصور و ترسيمى از آن چيزى نمىشناسيد . مىگوئيد « النار و لا العار » 369 آتش دوزخ آرى اما ننگ نه ! ، گويا مىخواهيد ( با اين شعارتان ) با هتك حريم الهى و نقض پيمانى كه خداوند آن را مرز قانون خويش در زمين و موجب امنيت مخلوقش قرار داده ، اسلام را وارونه سازيد شما اگر به جز اسلام پناهى بگزينيد كافران با شما سخت نبرد خواهند كرد و در اين موقع ( كه به اسلام تكيه نكرده‌ايد ) نه جبرئيل ، نه ميكائيل ، نه مهاجر و نه انصار وجود دارد كه شما را يارى كنند ( زيرا اينان در پرتو اسلام به كمك شما بر مىخيزند ) و راهى جز زد و خورد با شمشير نخواهيد داشت تا اين كه خداوند بين شما حكم نمايد . مثلهاى ( قرآن ) در مورد عذاب و كيفرهاى خداوند و سر گذشت كسانى كه مورد خشم او قرار گرفتند در اختيار شما است . بنا بر اين در رفع تهديدهاى الهى به خاطر جهالت يا سستى در برابر خشم او و يا اطمينان به عدم فرو فرستادن عذابش كندى مورزيد . خداوند مردم قرون پيشين را از رحمت خود دور نساخت جز بخاطر اين كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كردند خداوند افراد سفيه را بخاطر گناه و افراد عاقل و دانا را بخاطر ترك نهى از منكر از رحمت خود به دور داشت . به هوش باشيد ! شما قيد و بند اسلام را قطع حدود آن را معطل و احكام آن را به دست نابودى سپرده‌ايد ، بدانيد ! خداوند مرا به نبرد با سركشان ، پيمان شكنان و كسانى كه فساد را بر روى زمين به راه مىاندازند فرمان داده است .